با هم بخندیم! به هم نخدیم!
۴ شنبه ۱ / ۶ / ۱۳۸۵
دور و بر ساعت ۹ صبح بود که یک خازن ۴۰۰ کیلویی از فرط بادکردگی! تو شهر تهرون ترکید. حالا خودش ترکید یا ترکوندنش موضوع بحث من نیست.این ترکیدگی در وخامت اوضاع بحرانی مسائل هسته ای! و تشویش اذهان عمومی نقش به سزایی ایفا نمود. بازار شایعات هم داغ داغ بود. هم حمله ی هسته ای امریکا و اسرائیل به نیروگاه های پایتخت دهن به دهن می چرخید و هم رسیدن روز قیامت و ......
سو ء تفاهم نشه!
نه قصد دارم که در مورد مشکلات و معضلات ساختار شهری تهرون و مخصوصا بخش نیرو و مخصوصا تر مسئله ی برق بحث کنم نه اینکه خواستار عزل وزیر مربوطه به دلیل عدم کفایت در نگهداری صحیح و بهینه از پست های برق شوم و نه حتی به مشابه دوستان مصلح جامعه از این ترکیدگی به وجود امده جهت تخریب دولت فخیره و کریمه بهره جویم( و خود را مضحکه ی رقیب نمایم)
بر عکس این بار میخواهم دوستان اصلاح طلب را به پای میز نقد که چه عرض کنم!!!به پای میز سخر و ضحک بکشانم و در مورد امر مقدس اطلاع رسانی شفاف اصلاح طلبان حاضر در جمع کثیرمطبوعه چی های ایران در باب مسائل کذا (در مورد ترکیدگی)شما عزیزان را به کمی تامل و تخند (مصدری از خندیدن)فرابخوانم.
که شاید این خنده کمی از الام بشریمان را تسکین دهد.
دوستان اصلاح طلب قصد داشتندبه نوعی به شایعات و یک کلاغ چهل کلاغ کردن موضوع خاتمه بدن اما....
....به طور کمینه(یا حداقل سابق!)چهار مطبوعه ی اصلاح پیشه ای که من , به عنوان نگارنده ی این سطور , در طی روز و به دلیل بیکاری مفرط , سعادت تورق انها را دارم چهار تیتر بسا متنوع برای گزارشات بلند و بالای خویش در باب خازن مذکور انتخاب کردند تا اخر هفته ای بس مفرح برای طرفدارانشان فراهم کنند.
۵ شنبه ۲ / ۶ / ۱۳۸۵
کارگزاران: تهران 1 ساعت فلج شد.
اینده نو: تهران 2 ساعت در شوک.
اعتماد ملی : تهران 3 ساعت از کار افتاد.
شرق : سرگردانی تهران در خاموشی ( فکر کنم روش نشده که بگه ۴ ساعت)
اگر دو زاری مبارک نزول اجلال نفرمودند لطفا یک بار دیگر به ارقام موجود در سطور بالا توجه فرمایید!
خنده یا تاسف؟
