تبليغاتX
همه ي همهمه هاي همه

همه ي همهمه هاي همه

وب نوشته های محمد حسین نادعلی

متاسفم

خبر فوری

۱۵ دقیقه ی پیش ,شاهد ماجرای جالبی بودم!!!

اينجا قم است ,خیابان صفاییيه,۵شنبه, ۵ مرداد ۸۵, ساعت ۲۱:۱۵

دختری کنار خیابان در انتظار تاکسی ایستاده است.

سن : بین ۲۰ ـ ۲۲

ظاهر: مانند هر دختر دیگر ساکن شهر مقدس!!!مد روز + چادر (از نوع عربی)

یک موتور که مرکب ۲ نفر راکب میباشد به دختر نزدیک میشود.

چادر از سر دختر میکشد.

خیابان شلوغ است.

قهقهه زنان دور میشوند.

همه ی همهمه های همه به گوش میرسد.

کسی کاری نمیکند.

همه نظاره گر هستند.

موتور در لابلای ماشین ها گم میشود.

صدای اژیر از ماشین ارشاد نیروی انتظامی که به صحنه نزدیک میشود ,

به همه ی همهمه های همه اضافه میشود.

دختر که پس از گذشت کمتر از ۳ دقیقه هاج و واج مانده با نگرانی به

 همه ی همهمه کنندگان  و ماشین بدون پلاک!!! ارشاد نگاه میکند.

بغض گلویش ,تمام شیطنتهای  صورتش را می بلعد.

دختر را به زور سوار ماشین میکنند.

ماشین ارشاد هم پس از ۷ دقیقه که از شروع ماجرا میگذرد در لابه لای ماشین ها گم میشود.

ماجرا به سرعت اغازش ,به اتمام میرسد.

همهمه ی همه ادامه دارد.

اما...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 21:41  توسط محمدحسين نادعلي  | 

جایگاه و تفاوت مهره ی شاه در بازی شطرنج

مهره های سفید این طرف صف ارایی میکنند.

مهره های سیاه هم چاره ای ندارن جز اینکه این طرف نباشن و برن اون طرف به ارایش قوا بپردازند.

۱۶ مهره ی سفید و ۱۶ مهره ی سیاه حکایت بر  برابری همه چیز دارد.

هر کدام از مهره هانامی از رنگی را با خود حمل میکنند, که سازنده ی مهره ها به انها تحمیل نموده و خود نقشی در انتخاب ان نداشته اند.(در اینجانام نشانگر ارزش مهره است)

شاه هم یکی از مهره هاست که از نظر جنس مهره گی خود همانند بقیه میباشد,با این تفاوت که  از قدی بلندترو کلاه گشادی بر سر و لباسی فاخر بهره مند گشته و بر خلاف سایرین جفتی هم در میان همرنگان خود ندارد.

بازی شروع میشود

طبق قانون سفید بازی را شروع میکند

این نوع بازی با هر سبکی که دنبال شود با گذشت هر چند دقیقه یکی از مهره هامحکوم به خروج از صفحه میشود

این محکومان به نیستی  مهره های بی ارزشی هستند که از صفت یگانه گی هم برخوردار نیستند و دارای جفت و همقطار میباشند.هست ها تبدیل به نیست میشوند.

۳۱-۳۰-۲۹-......۲۰......۱۵....

همراه با صدای تیک تاک عقربه های ساعت تعداد مهره ها به تعداد انگشتان ۲ دست و سپس یک دست نزدیک میشود.

تا چند دقیقه دیگه نوبت یکی از شاه هاست.

با مات شدن و یا به نوعی مرگ یکی از اونها این بازی تمام میشود.

اما...

نباید...

نباید یکی از ۲ تا شاه از بین بروند.

راستی ,این یکی دیگه از تفاوتهای شاه با بقیه است.

همه همهمه میکنند که نباید...

نه...

نمیشه...

صدایی نا خوشایند برای تماشاگران و محکومان به مرگ در بازی به گوش میرسد.

صدایی که برای شاه و سایر باقی مانده ها در زمین خوشایند است.

جسمی سخت و مخرب به میانه ی زمین پرت شده و بازی را به هم ریخته است.

بازی نا تمام میماند.

هر ۲ شاه زنده میمانند

تعجبی نداره! این خاصیت, سبک بازی های خاورمیانه است.

این جسم سخت یا همون دمپایی اقاجان حکم اتش بس را دارا میباشد.

 دیگر مهره ی بی ارزشی برای خرج کردن وجود ندارد

باید سپاه تجدید قوا(ی بی ارزش )بکند.

با این مقدمه مابا سبک بازی اشنا شدیم.

...

بازی جدید بین شیخ حسن و اولمرت

قوای بی ارزش که همان انسانهاهستند در میان همه ی همهمه های همه میمیرند.

هنوز انسان برای محکوم کردن به مرگ وجود دارد.

هنوز به انگشتای یک دست نرسیده ایم.

نمیدونم تا چند روز اینده به انگشتای یک دست میرسیم و سر و کله ی دمپایی اقاجان پیدا میشود یا نه؟

اخرین خبر: مخالفت شدید با اتش بس از طرف همه به جز اقاجان

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 21:39  توسط محمدحسين نادعلي  |